آکادمی

فرمول بیل گیتس برای کاهش دی اکسید کربن

ادامه مطلب

نوآوری در حوزه انرژی یکی از مسایلی است که بیل گیتس همیشه در مورد آن اشتیاق زیادی نشان می دهد. بنابراین جای تعجب نیست که می بینیم در آخرین نامه سالانه خود برای طرفدارانش که به همراه همسرش ملیندا گیتس آن را نوشته باز هم به این موضوع اشاره کرده است

اما چرا نوآوری انرژی مهم است؟ به زبان ساده هنوز بیش از یک میلیارد نفر در جاهایی مانند آفریقا از دسترسی به خدمات بهداشتی ، فن آوری ارتباطات مدرن و حتی نیازهای اساسی محروم هستند و برآورده کردن این نیازها در سالهای آینده انرژی نیاز دارد

اما روشهای فعلی تولید انرژی کلی دی اکسید کربن تولید می کنند که آن هم مشکل زاست. اما بیل گیتس ویدیو و فرمول جالبی برای درک و حل این معضل تهیه کرده که نگاه کردنش خالی از لطف نیست. لینک این ویدیو را در سایت انگلیسی ام گذشته ام که اینجا میتوانید ببینید

Photo credit: OnInnovation via Foter.com / CC BY-ND

چرا سهام شرکت اپل به طور مداوم با کاهش قیمت مواجه است؟

ادامه مطلب

اگر به این فکر می کنید که چرا سهام قیمت اپل در سال گذشته کلا در حال کاهش قیمت بوده است, یک نگاهی به تصویر زیر بیندازید. مالکیت گوشی های هوشمند در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در کشورهای دیگر به حد اشباع رسیده است و در کشورهایی مثل هند که پتانسیل فوق العاده ای برای خرید گوشی هوشمند به جای گوشی های معمولی وجود دارد، مردم پول کافی برای خرید آیفون را ندارند

smart-phone-ownership-world

ممکن است این فکر به ذهن شما برسد که اپل میتواند به جای فروش گوشی به افرادی که گوشی هوشمند ندارند, افرادی که در حال حاضر گوشی هوشمند دارند را قانع کند تا گوشی های جدید بخرند. این می توانست یک استراتژی خوب باشد اما در صورتی که شرکتهایی مثل اپل با یک محصول کاملا جدید به سراغ مشتری می رفتند، اما با پیشرفت تدریجی در هر نسل جدید از تلفن، قانع کردن مشتری برای پرداخت کلی پول برای گوشی ای که فقط یک ذره بهتر است بسیار دشوار است

در حال حاضر ، ۶۸ درصد از درآمد اپل از آی فون است و انواع ارزان تر این محصول به اندازه کافی برای کسانی که بدون گوشی های هوشمند هستند ارزان نیست : برای نگه داشتن شتاب شرکت اپل در سطح فعلی، تیم کوک نیاز به دست پخت جدیدی برای اپل دارد

Photo credit: Håkan Dahlström via Foter.com / CC BY

بازار اپلیکشن های پرطرفدار

ادامه مطلب

نمودار زیر خیلی تازه نیست اما من به تازگی آن را در یکی از مجلات دیدم. خلاصه کلام نمودار این است که میزان تعداد دانلودهای اپلیکشن های موبایل را لیست کرده و ۲۴ اپلیکشن پرطرفدار را انتخاب و نمایش داده است

یکی از تمرین های مفید ذهنی موقعی که یک نمودار یا جدول در یک روزنامه می بینید این است که از خودتان سوال کنید: مهمترین نکته ای که این نمودار به من می گوید چیست؟ این تمرین باعث می شود که پس از مدتی ذهن شما به دیدن نکات مفید نمودارها عادت کند. به طور خاص در مورد این نمودار آن چه که برای من جالب بود این بود که حدود ۳۸% از تعداد دانلودها فقط مربوط به ۲ اپلیکشن اول لیست بود یا به طور عددی ۸% از کل جامعه اپلیکشن های پرطرفدار

popular-apps

سوال بعدی که به ذهن می رسد این است که معنای یک داده این چنینی برای کسی که میخواهد شرکت اپلیکشن راه بیندازد چیست. از این نظر نکاتی که در مرحله اول به ذهن می رسد اینهاست

– اول اینکه در ابتدای کار شانس موفقیت و راه یافتن به بالای لیست بسیار کم است
– دوم اینکه اگر چنانچه به بالای لیست راه پیدا کنیم پول نسبتا زیادی را میتوانیم به طور بالقوه به جیب بزنیم
– سوم اینکه با توجه به نکته های بالا این بازار بازاری است با ریسک بسیار بالا, احتمال موفقیت بسیار کم و در صورت موفقیت بازده بسیار بالا

نکته آخر هم که از این جدول جداست این است که در این بازار اگر در چند ماه اول تعداد دانلودهای بالا داشتیم شانس راه یافتن به بالای لیست هموار میشود و در غیر این صورت بایستی فاتحه اپلیکشن را خواند و سراغ کار دیگری رفت

بنابراین اگر فرض کنید شما مشاور یک شرکت نوپا هستید که قصد دارد وارد چنین بازاری شود, به این شرکت چه می گویید؟ خلاصه کلام اینکه, اگر میتوانی قید سرمایه گذاری در شرکتت را بزنی میتوانی وارد این بازار شوی, در غیر این صورت وارد چنین کاری نشو چراکه شانس موفقیت در این صنعت بسیار پایین است. اگر واقعا دنبال ورود به این صنعت هستی, میتوانی یا یک بخش کوچک از بازار و مخاطب که اندازه قابل قبولی دارد و رقابت هم کمتر است انتخاب کنی و یا اینکه وارد این بازار شوی و پس از چند ماه اگر رشد نکردی سراغ کار دیگری بروی

آیا شما با این نظر موافقید

یک ایده : استراتژی لب مرزی

ادامه مطلب

یکی از شرکتهای مشاوره مدیریت که کارش خوب است و در حوزه مشاوره استراتژی هم چند دهه ای است که اسمی برای خودش در کرده است شرکت ال ای ک است. اخیرا ویدیوی جالبی از این شرکت دیدم که تصمیم گرفتم با شما هم به اشتراک بگذارم.

به طور خلاصه این ویدیو در مورد ایده ای به اسم استراتژی لب مرزی صحبت می کند: خلاصه کلام این است که اگر در صنعتی مشغول به کار هستی که  پتانسیل سودآوری بیشتر با ادامه کار به صورت سنتی کم است, لازم نیست برای رشد لزوما کاملا جهت گیری شرکت را به یک صنعت جدید عوض کرد: خیلی مواقع کافی است به لبه مرز صنعت خودمان نگاه کنیم و با اندکی انبساط فرایندها و محصولات خود, به مشتری خدمات یا محصولات جدیدی را ارایه کرده و رشد کنیم

مثالی که من خودم با ان مواجه بوده ام, یک شرکت دارویی بود که آمپول انسولین تولید می کرد و پس از مدتی یک دستگاه پلاستیکی ساده را نیز به بازار ارایه کرد که استفاده از آمپول را فوق العاده ساده می کرد – توجه داشته باشید که این محصول میتواند از همان زنجیره توزیع آمپول استفاده کند و مشتری نیز همان مشتری سابق است اما با ارایه این محصول تکمیلی ما لبه مرز گستره محصولاتمان را اندکی منبسط و امکان رشد بیشتر در بازاری که در حال اشباع شدن است را فراهم کرده یم

نکته اساسی برای شناسایی فرصتهای استراتژی لب مرزی این است که توجه کنیم که مشتری محصول یا خدمت ما را برای این میخرد که کاری انجام دهد و لزوما محصول ما کل آن کار را برای او انجام نمی دهد – مثلا مشتری کتابی را از مغازه می خرد و کاغذ کادو را از مغازه بغل دستی چرا که او میخواهد کتاب را کادو کرده و به دوستش هدیه دهد. بنابرین در این حالت خاص یک فرصت این است که مغازه کتاب فروشی سرویس کادو کردن کتاب ارایه دهد. در عمل میتوان یک لیست بلندبالا از چنین فرصتهایی تهیه کرد و برای فرموله کردن استراتژی میتوان چک کرد کدام آیتم رشد بیشتری ایجاد کرده و کلا جذاب تر است. در ویدیوی پایین شما میتوانید اطالاعات بیشتری را ببینید

 

تاریخچه استراتژی با یک نمودار چند رسانه ای

ادامه مطلب

شرکت  گروه مشاورین  بوستن به مناسبت صد سالگی بنیانگذارش بروس هندرسون یک مجموعه مطلب در خصوص استراتژی منتشر کرده که یکی از آنها یک نمودار چند رسانه ای است که تاریخچه استراتژی در حوزه کسب و کار را به صورت یک نمودار نشان می دهد

strategy-bcg

تمرکز اصلی در تهیه نمودار بر مقالات یا کتابهایی بوده که در این حوزه چاپ شده اند و مفاهیم پرطرفداری را در حوزه استراتژی معرفی کرده اند بنابرین اگر کسی دوست داشته باشد تا در یک نمودار اکثر کتابهای اصلی حوزه استراتژی را به صورت خلاصه داشته باشد این نمودار مفید است

اگر شما لینک مربوط به این نمودار را کلیک کنید – لینک نمودار – با کلیک کردن روی هر دایره میتوانید اطلاعات کتاب یا مقاله مورد نظر را در سمت چپ تصویر ببینید. جالبی قضیه این است که بی سی جی این کتابها را دسته بندی هم کرده و طبقه بندی هایی مثل کلاسیک، انعطاف پذیری و غیره را برای این منابع تعاریف کرده است
 

اگر ایده کسب کار من در بازار وجود دارد، آیا هنوز بایستی شرکت بزنم؟

ادامه مطلب

گاه گاهی که با بعضی از کارآفرینان شرکتهای نوپا گپ می زنم، این نگرانی در آنها وجود دارد که آیا وجود رقبایی که از قبل در بازار حضور دارند به آنها و موفقیتشان صدمه می زند یا نه. ممکن است فکر کنید که چرا قبل از شروع شرکت به این مساله فکر نکرده اند: واقعیت قضیه این است که شناسایی تمامی رقبای عمده تا وقتی که شما به عنوان یک کارآفرین دست به کار شده و وارد گود شوید خیلی مشکل است. اما این که پس از راه اندازی شرکت متوجه شویم که رقبایی دربازار وجود دارند لزوما خبر بدی نیست.

 

اگر چنانچه شما وارد بازاری شوید که هیچ رقیبی در آن حضور ندارد این قضیه اتفاقا خیلی ریسکی است: اینبه این معنا است که یا قبلا افرادی وارد این کار شده و شکست خورده اند، و یا اینکه واقعا فرصتی در این فضای رقابتی وجود ندارد. کشت دانه یک کسب و کار جدید در نزدیک محلی که گیاهان – یا کسب و کارهای دیگری وجود دارند – احتمال شکوفایی بیشتری دارد تا کشت در یک صحرای برهوت.

 

نهایت قضیه این است که دراکثر مواقع شما با رقبایی مواجه خواهید بود: موفقیت در نهایت بر اساس ارایه راه حل بهتر در مقایسه با دیگران یا ارایه یک ارزش متفاوت به دست می اید و نه پرهیز از رویارویی. در زمان دانشجویی من گوگل توانست از یاهو پیشی بگیرد نه به این خاطر که به مقابله با یاهو پرداخت بلکه راه حل متفاوتی  به جای ایجاد دایرکتوری برای دسترسی به صفحات وب ارایه کرد: موتور جستجو.

 

بنابرین از وجود رقبا نگران نباشید: دل به دریا بزنید اما با یک مدل کسب و کاری متمایز.

 

یک ایده زیبا از ژان تیرول

ادامه مطلب

ژان تیرول، اقتصاددان فرانسوی که جایزه نوبل امسال را در رشته اقتصاد برد ایده های زیادی برای بهبود دنیای کسب و کار دارد که در یک بلاگ فرصت توضیح آنها نیست اما یکی از کارهای جالب او در حوزه خرید و فروش شرکتها انجام شده تصویر خوبی از کیفیت کارهای او به دست می آورد و ما نیز در اینجا آن را به صورت خلاصه بیان می کنیم.

اگر به تاریخچه دخالت دولت در حوزه خرید و فروش شرکتها نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم دولتها خیلی اوقات در هنگام ادغام شرکتها بیشتر دلواپس ادغام های افقی هستند: این ادغام ها به آن دسته از خرید و فروش شرکتها اطلاق می شوند که در آن یک شرکت بنگاه دیگری که محصولات شبیه به شرکت اول را تولید می کند خریداری می کند.

اما به ایده تیرول، در حوزه  ادغام های عمودی نیز ریسک وجود دارد و دولتها بایستی به این مساله نیز توجه کنند. همانطور که ممکن است حدس زده باشید ادغام های عمودی آنهایی هستند که در آن یک شرکت، تامین کننده یا مشتری خود را می خرد.  

اقتصاددان های پیرو مکتب شیکاگو در دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ میلادی در این خصوص استدلال می کردند که تلاش یک شرکت برای توسعه مونوپولی خود به صورت عمودی کاری غیر منطقی است چرا که یک شرکت می تواند بدون نیاز به خرید یک شرکت دیگر از تمام مزایای قدرت بازار خود بهره مند شود. این دیدگاه آن چنان در ۳۰-۴۰ سال پیش طرفدار پیدا کرد که در امریکا دولت ادغام های عمودی را از فهرست ادغام هایی که نیاز به ممیزی دولت داشتند خارج ساخت.

تیرول اما جز آن دسته از اقتصاددان هایی بود که با استفاده از نظریه بازیها نشان داد یک شرکت می تواند در برخی سناریوهابا یک ادغام عمودی قدرت رهبری بازار خود را به حلقه های بالادستی و پایین دستی زنجیره ارزش توسعه دهد. به عنوان مثال فرض کنید شرکتی صاحب یک پتنت خاص برای یک تکنولوژی است و می تواند این پتنت را به همه بفروشد. اما این شرکت ممکن است تصمیم بگیرد تا این پتنت را فقط به یک شرکت خاص بفروشد و چون حالا تنها شرکتی که دارای این پتنت است مشتری شرکت صاحب پتنت است، بقیه ممکن است مجبور باشند کلی پول بیشتر برای دریافت حق آن به این شرکت بپردازند. نهایتا شرکت صاحب پتنت می تواند شرکت مشتری را توسط یک ادغام عمودی بخرد.

نکته منفی این سناریو این است که کاهش رقابت باعث افزایش قیمت می شود. اما یک نکته مثبت هم در اینجا وجود دارد و آن هم این است که ادغام های عمودی ممکن است به افزایش نوآوری منجر شوند. به همین خاطر به عقیده تیرول دولتها بایستی در چنین سناریوهایی نکات مثبت و منفی را به دقت بسنجند.

نظر شما چیست؟

 

قیمت تولید یک جفت کفش نایک چقدر است؟

ادامه مطلب

شاید بعضی موقع ها که با محصولی مثل یک کفش ورزشی نایک مواجه شده اید از خودتان پرسیده اید که این محصول چقدر خرج تولید برده است. جدای از کنجکاوی، یکی از مهارتهای مهم افرادی که در حوزه توسعه محصول، استراتژی و یا مدیریت تولید کار می کنند این است که بتوانند در صورت برخورد با یک محصول تخمین سردستی خوبی از ساختار هزینه و قیمت تولید آن بزنند. مثلا اگر شما در یک شرکت تولید ماکارونی در تهران کار می کنید، داشتن چنین شمی به شما کمک می کند تا قیمت تولید رقیب مشهدی خود را حساب کنید.

در مورد محصولات مصرفی مثل همان مثال ماکارونی یا کفش و مسایل از این دست به عنوان یک عدد سردستی میتوانید هزینه تولید محصول را ۲۵% قیمت داخل مغازه در نظر بگیرید. مثلا اگر یک جفت کفش ایرانی ۵۰۰ هزارتومان قیمتش است، به احتمال زیاد در کارخانه قیمت تمام شده آن ۱۲۵ هزارتومان است.

برای مثال کفش نایک، مساله یک پیچ جزیی دارد: این عدد سردستی ۲۵% در مورد نایک هم صادق است اما این میزان تنها هزینه تولید نیست بلکه هزینه تولید + حمل و نقل به بندر در چین + هزینه انتقال به ایران + احتمالا اگر کالا قانونی وارد شده باشد، هزینه گمرک و مالیات خوهد بود.

به عنوان مثال اگر فرض کنیم قیمت کفش نایک هم همان ۵۰۰ هزار تومان باشد، ۱۲۵ هزار تومان برابر قیمت تولید نایک + به علاوه همه فاکتورهای بالاست و احتمالا قیمت تولید کالا در چین چیزی حدود ۵۰ هزار تومان بوده است.

جالب است نه؟ تا زمانی که محصول به دست شما برسد قیمت آن تقریبا ۱۰ برابر میشود…


 

بازگشت سرمایه متوسط کارآفرینان چقدر است؟

ادامه مطلب

این سوالی است که گهگاهی از خود من پرسیده شده و چندوقت پیش هم در یکی از گروه های اینترنتی که عضو آن هستم شخصی همین سوال را پرسیده بود و اعضای گروه علاقه زیادی به آن نشان دادند. خلاصه گفتگو بین کاربران این بود که گرچه در پایان کسی عدد دقیقی ارایه نکرد – انجام این امر امکان پذیر هم نیست – اما بعضی ها نکات جالبی بیان کردند که فکر کردم شاید به  درد شما هم بخورد.

از جمله این افراد شخصی بود به نام جیسون لمکین که مدیرعامل شرکتی است به نام اکوساین. جیسون عقیده اش این بود که به جای پرسیدن چنین سوالی که جواب دادنش شاید غیر ممکن باشد، بهتر است پرسید: بازگشت سرمایه یک شرکت نوپا چقدر باید باشد برای اینکه برای یک کارآفرین بیرزد که وارد گود شود؟

جیسون بر اساس تجربه اش معتقد بود که فرد کارآفرین بایستی حداقل ۵ تا ۱۰ برابر حقوق فعلی اش را بتواند در هر سال از شرکت نوپا درآورد تا شروع و ایجاد این شرکت کاری باشد که به زحماتش بیرزد.     برای مثال اگر حقوق فعلی شما سالی ۱۰ میلیون تومان است، بایستی قدر باشد هر سال حداقل از شرکتتان ۵۰ میلیون درآمد کسب کنید تا به زحمت این کار بیرزد.

حالا ممکن است شما بپرسید که این عدد ۵ از کجا درآمد؟ جیسون در محاسباتش فرض کرده بود که در سال اول شرکتهای نوپا معمولا درآمدی ندارند، سال دوم تا چهارم هم خیلی کم. تنها از سال پنجم است که شرکتها معمولا به بار می نشینند. به همین خاطر هم در سال پنجم بهتر است درآمد حداقل ۵ برابر درامد فعلی شما باشد که با فرض اینکه درآمد شما ثابت بماند، حداقل چیزی از دست نداده باشید.

شما نظرتان چیست؟

 

Photo credit: Vermin Inc / Foter / CC BY-NC-SA

تمرین شماره ۱۲ – شرکت تولید کننده آب میوه و قضیه بسته بندی

ادامه مطلب

مشتری شما یک شرکت بزرگ تولیدکننده آب میوه است که از طریق کارخانه مرکزی خود که در جاده کرج واقع است به تولید و بسته بندی بیش از ۱۰۰ محصول مختلف و ارسال آن به سوپرمارکتهای زنجیره ای و عمده فروش ها در سراسر ایران اشتغال دارد. به طور سنتی بسته بندی هایی که این شرکت برای فروش آب میوه در چند سال گذشته استفاده کرده است، حجمی معادل نوشابه معمولی دارند – چیزی معادل یک چهارم لیتر. امااز چند سال پیش، به دلیل تقاضای موجود در بازار ایران، این شرکت یک سری ماشین آلات پیشرفته بسته بندی خریداری کرده که به ان امکان می دهد تا آب میوه خانواده با حجم یک لیتر را نیز تولید کند.

در چند سال گذشته فروش این شرکت به طرز قابل توجهی افزایش یافته است – چیزی معادل ۲۰% در سال. اما مشکل این شرکت اینجاست که با افزایش فروش، سودآوری به همین نرخ افزایش نیافته و حتی کمی پایین آمده است . مدیرعامل این شرکت دلیل این کاهش سود را متوجه نمیشود و به همین خاطر از شما دعوت کرده تا با انجام یک پروژه مشاوره به او در این زمینه کمک کنید.

راه حل پیشنهادی

از فرضیات این قضیه ما می دانیم که فروش افزایش یافته بنابرین مساله ما فروش نیست بلکه مشکل هزینه های شرکت است. ما همین طور می دانیم که با خاطر خرید ماشین آلات بسته بندی مدرن، این شرکت متحمل هزینه های اضافی زیادی شده اما این هزینه ها احتمالا در محاسبه هزینه تولید محصول لحاظ نشده اند و به همین دلیل فرضیه خوب ما می تواند این باشد  که تحلیل مان را از هزینه ها شروع کنیم.

جمع و جور کردن فکرهایمان

برای ساختار دهی به داده هایی که تا به حال از مشتری دریافت کرده ایم می توانیم از یک رابطه ساده مثل انچه که در پایین آمده استفاده کنیم.

sood-equation

  • این رابطه معادله سوداوری نام دارد. در حال حاضر ما اندکی اطلاعات در مورد بخش مربوط به درامد این معادله داریم اما چون فرضیه ما مربوط به هزینه هاست بیشتر انرژی خود را روی این بخش خواهیم گذاشت.

جمع آوری داده ها و انجام محاسبات

برای درک بهتر از هزینه ها و درآمد شرکت بایستی ابتدا سوالاتی  شبیه به لیست زیر را از مشتری بپرسیم:

  • قیمت فروش آب میوه یک چهارم لیتری چقدر است؟ ۲۰۰۰ تومان
  • برای آب میوه خانواده قیمت چقدر است؟ شرکت مشتری تصمیم گرفت که برای ترغیب مشتریان به خرید آب میوه خانواده ان را به بهای ۳۰۰۰ تومان بفروشد گرچه حجم آب میوه در این تیپ بسته بندی ۴ برابر آب میوه معمولی است.
  • واحد حسابداری شرکت چگونه در گذشته هزینه خرید ماشین آلات بسته بندی را در هزینه کل محصول منظور کرده است؟  قیمت های ذکر شده در بالا مربوط به دوره ابتدایی ارایه محصولات آب میوه معمولی و خانواده با هم بود. پس از مدتی، واحد حسابداری پیشنهاد کرد که ۵۰۰ تومان به قیمت هر قلم محصول، فارغ این نوع بسته بندی اضافه شود. به همین دلیل از چندی پیش آب میوه معمولی با قیمت ۲۵۰۰ تومان و آب میوه خانواده با قیمت ۳۵۰۰ تومان عرضه شده است .
  • هزینه بسته بندی چطور؟ آیا هزینه بسته بندی برای آب میوه معمولی و خانواده یکی است؟ نه هزینه یکی نیست. گالن آب میوه خانواده از جنس پلاستیک است که در مقایسه با آب میوه معمولی که از جنس مقواست گرانتر است. ماشین جدید بسته بندی به لحاظ تکنولوژی هم یک مقدار از ماشین قدیمی پیچیده تر است و به کارگران ماهرتری نیاز دارد که به طبع حقوق بالاتری می گیرند. در تخمین ابتدایی برای امکان سنجی خرید ماشین آلات، فرض شده بود که چون تقاضا برای گالن پلاستیکی بیشتر است، نهایتا با توجه به حجم بالای تولید شرکت از اقتصاد به مقیاس و مزایای ان بهره خواهد برد و هزینه ها را جبران خواهد کرد.
  •  هزینه های سربار در کارخانه اصلی چگونه محاسبه می شوند؟ همه هزینه های سربار کارخانه را حسابدار کارخانه با هم جمع زده و تقسیم بر تعداد محصولات تولیدی می کند. عدد حاصله هزینه سربار متوسط برای تولید هر محصول است.

نکته کلیدی: در این جای کار زنگ خطر مربوط به مشکل شرکت بایستی در ذهن یک مشاور خوب به صدا دربیاید. مشکل شرکت قطعا تا حدی مربوط به روشی است که شرکت برای تخصیص هزینه ها استفاده می کند. گالن های پلاستیکی قیمتشان بایستی بیشتر باشد در حالی که به نظر می رسد در مورد هزینه های سربار  و سرمایه گذاری انجام شده این هزینه به خوبی تخصیص نیافته است.

حال بیایید نگاهی به حجم فروش گالن های پلاستیکی و مقوایی بیاندازیم. درصد تولید گالن های پلاستیکی چقدر است؟ هر چه بیشتر مشتریان ما متوجه این بسته بندی جدید می شوند نسبت به آن رغبت بیشتری نشان می دهند. در حال حاضر بیش از ۶۰% محصولات فروخته شده در گالن پلاستیکی تولید می شوند و مدیر عامل شرکت از این قضیه خیلی خوشحال است.

یافته ها و نتیجه گیری

به نظر می رسد که هزینه بسته بندی پلاستیکی – با فرض اینکه هزینه آب میوه برای یک چهارم لیتر و یک لیتر خیلی فرق نمی کند – بیش از بسته بندی مقوایی است اما قیمت به ازای هر لیتر برای این دو نوع محصول فرقی نمی کند. اتفاقا اینطور به نظر می رسد که قیمت به ازای هر لیتر محصول در بسته بندی پلاستیکی کمتر است.

  • آیا شما هیچ پروژه ای برای یافت هزینه واقعی هر تیپ محصول انجام داده ید؟ خیر

نکته کلیدی: یافته کلیدی این مساله این است که هزینه اضافی مربوط به تولید آب میوه در بسته بندی پلاستیکی و مقوایی یکی فرض شده اند. این مساله به محاسبه قیمت تمام شده ای منتهی شده که غیر واقعی است. چون گالن های پلاستیکی گرانتر هستند ، هر چه شرکت بیشتر از این نوع محصول یا بسته بندی بفروشد، بیشتر پول از دست خواهد داد.

پیشنهاد به مدیر عامل: این شرکت بهتر است که یک پروژه "هزینه یابی بر مبنای فعالیت" را شروع کند تا اینکه بتواند هزینه های سربار و مستقیم را به طور دقیق تری به هر محصول تخصیص دهد. بر اساس نتیجه این پروژه همچنین پیشنهاد می شود که شرکت قیمت محصولات را بر اساس هزینه تمام شده جدید بازنگری کند.