Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInShare on StumbleUponEmail this to someone

اگرچنانچه نتیجه جلسه طوفان ذهنی شما خوب از کار درنیامده است ، شاید بهترباشد که به جای شکایت ازاین مفهوم به فکر بازنگری روش اجرای آن باشد. این سناریو مانند آن است که اگربرای کوبیدن میخ از چکش استفاده کرده اید پس از برخورد چکش به انگشتتان، چکش را ملامت کنید: کنار گذاشتن مفهوم مشکل را حل نکرده و شما را از دستیابی به هدف اولیه در دفعات بعدی باز میدارد

بسیاری اوقات مدیران فکر میکنند آنچه بایستی در یک جلسه طوفان ذهنی انجام دهند این است که یک سالن کنفرانس رزرو کنند، مقداری شیرینی و چای تهیه کنند و پس از فراهم آوردن جزییاتی کلی به کناری نشسته و از خرمن ایده های خلاق تولیدی جهت گیری استراتژیک آینده شرکت را درو کنند

واقعیت امر این است که طبق برخی پژوهش های جدید، ذهن ما طوری عمل نمیکند که بتوانیم خرج از چارچوب یا جعبه ذهنی مان فکر کنیم. اما چنانچه قالب یا مفهومی در ابتدا به ما داده شود میتوانیم با پر و بال دادن به آن فرصت های جدید را شناسایی کنیم. به عبارت دیگر به جای شروع طوفان ذهنی با یک صفحه کاملا سفید بهتر است ابتدا قالبی برای بحث به حضار داده شود

مثال قابل توجهی که میتوان در این زمینه ذکر کرد، شرکت بیک است که پس از دهه ها رشد در قالب یا جعبه ذهنی "ما یک تولید کننده خودکارهای پلاستیکی ارزان قیمت هستیم" تغییری استراتژیک به یک جعبه جدید داده و تبدیل به شرکتی شد با قالبی نو: "ما یک تولید کننده محصولات مصرفی پلاستیکی ارزان قیمت هستیم". طوفان ذهنی اثربخش در حقیقت به جای جوششی کاملا خلاق یک جلسه طراحی محصول یا کسب و کاری نو است

پیشنهادهای زیر میتوانند به شما کمک کنند تا احتمال موفقیت جلسه طوفانی ذهنی خودرا افزایش داده و جعبه های جدید و واثربخشی طراحی کنید

طراحی  سوال اول ۵۰% کار است: یک سوال خوب برای جلسه طوفان ذهنی بایستی ذهن ها را به سمت یک سناریو و فضای رقابتی خاص هدایت کند و در عین حال مشخص باشد به عنوان جواب از حاضرین چه انتظاری دارد. به جای "چگونه میتوانیم مارک تجاری شامپوی خود را در بازار ایران قویتر کنیم؟" میتوان پرسید "چگونه میتوانیم حالتی ایجاد کنیم تا یک خانم ۲۷ ساله تهرانی در گفتگو با دوستان خود نام محصول ما را ذکر کرده و یا آن را پیشنهاد کند؟". چنین سوالی ذهن را بهتر به سمت کانال هایی سوق می دهد که مشتریان این شرکت اطلاعات خود را از آن دریافت می کنند

انتخاب ترکیب مناسبی از حاضران: سعی کنید به جای دعوت صرف از کسانی که جز مدیران شرکت هستند ترکیبی از حضار شکل دهید که بستر خلاقیت را فراهم کند. به عنوان مثال از یک نویسنده کتابهای رمان برای بانوان و یا یکی از مشتریان دعوت کنید تا در جلسه مربوط به شرکت شامپو سازی شرکت کند. بهتر است حاضران را از محیط کار روزانه دور کنید و جلسه را در مکانی خرج از شرکت برگزار کنید. همچنین اهمیت دارد که همه حضار با فرایند شما برای اداره جلسه آشنایی دارند و از ایده های هم انتقاد نمی کنند

شک و تردید در مورد مدل های ذهنی و جعبه های کاری کنونی شرکت: به جای شروع بلافاصله بحث در مورد ایده های نو، سعی کنید ابتدا در مورد جعبه های کاری شرکت و اثربخش بودن آنها بحث کنید. برای این کار میتوانید ابتدا لیستی از مفاهیم و فعالیت های کنونی شرکت را تهیه کرده و با حاضران در خصوص این صحبت کنید که کدام یک از آنها برای رشد و یا رقابتی ماندن بیش از بقیه نیاز به تغییر دارند. به عنوان مثال، در یک جلسه طوفان ذهنی در یک شرکت مهندسی میتوان پرسید که آیا نحوه کنونی فروش خدمات و یا مدیریت دانش حاصله از پروژه ها اثربخش است یا برای رقابتی ماندن بایستی ان را تغییر داد؟ و سپس راجع به این بحث کرد که تغییر در این دو مورد در چند سال آینده چقدر مهم است؟

پیشنهاد مدل ها  یا جعبه  های ذهنی جدید: یکی از شکایتی که بسیاری از مدیران راجع به جلسات طوفان ذهنی دارند این است که بسیاری اوقات ایده های تولیدی غیر عملی بوده و یا بسیار دور از دسترس هستند. به عنوان یک تسهیل کننده نقش شما مانند یک راننده اتوبوس است: شما در مورد  مسیر نهایی  با حضار توافق کرده ید و حالا میتوانید چند راه مختلف را برای رسیدن به مقصود به آنها پیشنهاد کنید. اگرچنانچه راه جدیدی توسط یک نفر پیشنهاد شود چه بهتر اما صرف ارایه چند گزینه اولیه به بحث طوفان ذهنی تمرکز خواهد داد

 پایان جلسه با لیست کردن قدم های بعدی: بعضی از این شکوه دارند که جلسات طوفان ذهنی ایده های خوبی تولید میکنند اما پس از پایان جلسه این نتایج پیگیری نمیشود. سعی کنید با استفاده از تکنیک هایی مثل رای گیری روی اولویت ایده ها و اهمیت و عملی بودن آنها و سپس لیست کردن قدم های لازم برای اجرای آنها از این مشکل جلوگیری کنید

*******

شرکت نینتندو در سال ۱۸۸۹ به عنوان یک شرکت تولیدکننده کارت های بازی شروع به کار کرد. تحول بنیادین این شرکت و ورود به بازار بازی های کامپیوتری و درنهایت تولید نسل بازی های مبتنی بر سیستم وی احتمالا ریشه در اجرای یک طوفان ذهنی در یک برهه زمانی در گذشته داشته است. اگرچناچه مدیران شرکت از خود سوال کرده بودند که "ما علاقه به رشد داریم و احتمالا بایستی کار جدید به جای تولید کارت بازی انجام دهیم. حال این کار جدید چه بایستی باشد؟" این مصداق یک جلسه طوفان ذهنی است

اگر جعبه مورد استفاده این بحث این بود که "ما یک شرکت تولید کارت بازی هستیم" احتمالا  نتیجه طوفان ذهنی منجر به ایده هایی برای تولید کارتهای بازی با تنوع بیشتر می بود. شاید سوال هایی بهتر در چنین شرایطی چنین باشد: "مشتریان ما چه کسانی هستند و جوهره آنچه ما به آنها ارایه می کنیم چیست؟"، " رقبای واقعی ما چه کسانی هستند؟"  

در پایان همواره این نکته را به خاطر بسپارید که طوفان ذهنی جلسه ای برای طراحی است پس سعی کنید خروجی آن حداقل چند جعبه جدید باشد