آکادمی

بازار کار آمریکا برای فارغ التحصیلان جوان چنگی به دل نمی زند

ادامه مطلب

شرکت اکسنچر به تازگی نتایج سرشماری سالانه ای را منتشر کرده که هدفش بررسی بازار کار فارغ التحصیلان دانشگاههای آمریکاست. یکی از چیزهایی که نظر خواننده را در این سرشماری جذب می کند، عدم انطباق انتظارات دانشجویان از شرایط بازار کار و آنچه که آنها در نهایت به آن می رسند است

خلاصه کلام این گزارش که چکیده اش دراینفوگراف زیر قابل مشاهده است این است که: حتی پس از گذشت ۶ سال از بحران مالی امریکا و اروپا، هنوز بازار کار مخصوصا برای فارغ التحصیلان جوان چنگی به دل نمی زند

به عنوان مثال، ۸۱% فارغ التحصیلان انتظارشان این است که برای شروع حقوقی بالای ۲۵،۰۰۰ دلار در سال دریافت کنند – یعنی فقط ۱۹% انتظارشان این است که حقوقشان پایین تر از این رقم باشد. در حالی که در واقعیت پس از شروع به کار ۴۱% آنها حقوقشان زیر ۲۵،۰۰۰ دلار است

با چنین وضعیتی باید دید آیا این مساله در میان مدت اثری بر تمایل ادامه تحصیل روی دانش جویان خواهد گذاشت یا نه. چرا که ممکن است خیلی از جوانان با خود فکر کنند، اگر قرار باشد کلی پول بدهیم و نهایتا حقوق بالایی هم نگیریم، پس چرا اصلا به دانشگاه برویم؟ نظر شما چیست؟

درباره اسلاید های مشاوره مدیریت

ادامه مطلب

تصمیم گرفتم در این پست، یک مقدار راجع به تهیه اسلاید در مشاوره مدیریت بنویسم: اسلاید پاورپوینت، نقش خیلی مهمی در کار روزمره مشاور ها بازی می کند. خیلی موقع ها در سیستم مدیریت دانش در شرکت، به دنبال پروژه های گذشته که میگردی، مستندات همه به صورت فایل پاورپوینت است. گزارش ها و فایل های نهایی پروژه ها هم بیشتر وقت ها در پاورپوینت تهیه می شود. حتی موقعی که قرار است به مشتری چیزی را ارایه کنی هم بایستی از پاورپوینت استفاده کرد. به همین خاطر این مساله که فایل پاورپوینت چه جوری باید باشد و در تهیه ان بایستی به چه توجه کرد خیلی مهم است.

با توجه به تجربه شخصی، می توانم بگویم که هر اسلاید مدیریت مشاوره معمولا ٣ بخش اصلی دارد: عنوان، بدنه و خلاصه کلام.

عنوان

سعی کنید این قسمت را ماکزیمم ٢-٣ جمله نگهدارید: در حالت ایده ال عنوان بایستی یک جمله باشد (فونت ٢۴ معمولا) و بایستی کل چکیده اسلاید باشد. مثال: تکنولوژی کابل نوری در ٣ تا ۵ سال آینده همچنان به رشد خود ادامه خواهد داد.

بدنه

این جا شما می توانید هر آنچه که عنوان راجع به ان صحبت می کند، به صورت تفصیلی مطرح کنید: این میتواند یک مدل مفهومی، چند نکته یا یک نمودار اماری باشد. فقط سعی کنید این قسمت خیلی شلوغ نباشد که چشمان مشتری یا خواننده را گیج کند.

خلاصه کلام

فرض کنید در اسلاید ما راجع به رشد تکنولوژی کابل نوری صحبت کرده یم و با یک نمودار در بدنه اسلاید نشان داده یم که این بازاری رو به رشد است. مشتری ممکن است این به ذهنش برسد که خوب “آخرش چی؟” اینجاست که قسمت آخر به کار می اید:

شرکت های مشاوره مختلف اسامی مختلفی برای این قسمت به کار می برند که من در پایین چند تایشان را آورده ام

In Deloitte, this part is called “Take-Away”

In A.T. Kearny: Tombstone

Capgemini Consulting: the Kicker.

:

“خلاصه کلام” بایستی به این سوال کلیدی مشتری جواب دهد: چرا من بایستی این اطلاعات را بدانم؟ اگر شما مقداری فکر کردید در مورد اینکه خلاصه کلام این اسلاید چیست و به نتیجه نرسیدید یا اینکه شک داشتید، شاید جای این اسلاید اصلا در این فایل پاورپوینت نیست یا اینکه شاید بایستی آن را به عنوان ضمیمه در انتها اضافه کنید.

نکته های پایانی

١- مطالبی که در بالا به آن اشاره کردم در مورد اکثر فایل ها و گزارش های شرکت های مشاوره مصداق دارد، اما گاه گاهی بسته به طبیعت کار، مثلا گزارش های مطالعه بازار، ممکن است فایل پاور پوینت فرمتش بیشتر داده خام باشد.

٢- واحد بازاریابی شرکت گروه مشاورین بوستن، کشته مرده بنیانگذار این شرکت بروس هندرسون است. این فایل ویدیویی که در پایین برای شما به اشتراک گذاشته ام بخشی از دیدگاه های بروس  در  نحوه ارایه به مشتری بیان می کند که به نوعی جالب است.

٣- به عنوان مثال، در پایین یک اسلاید نمونه هم برای شما به اشتراک میگذارم تا ایده های بالا ملموس تر باشد.

  management-consulting-sample-slide

فضای کارآفرینی آسیا و اروپا

ادامه مطلب

شاید این قضیه تصادفی باشد، اما خیلی از مدیران سرویس جهانی استراتژی در شرکت اکسنچر در چند سال اخیر انگلیسی بوده اند: مدیر فعلی بخش استراتژی جهانی اکسنچر مارک اسپلمان هم از این قضیه مستثنا نیست. چند وقت پیش که مدرسه مدیریت اینسیاد در فرانسه جشن ۵٠ سالگی خود رو می گرفت از مارک هم که یکی از فرق التحصیلان این مدرسه هست دعوت کرده بودند که در این مراسم شرکت کند و یک مصاحبه هم با او در خصوص وضع فعلی اروپا انجام داده بودند که لینکش رو در این پست گذاشته ام.

کل ویدیو را خودتان اگر وقت دارد و علاقه مند هستید می توانید ببینید ولی برای خود من ١ نکته جالب مقایسه اروپا در حال حاظر با آسیا به لحاظ روحیه کارافرینه بود: خلاصه کلام اینکه در مقایسه با آسیا به طور نسبی اروپایی ها "هزینه شکست" یک پروژه کارآفرینانه و اثر ان بر زندگی شان را در ذهن خود بالاتر ارزیابی میکنند. همین قضیه باعث شده تا رغبتشان نسبت به آسیایی ها برای ترک کار و شروع یک پروژه کارآفرینانه پایین تر باشد

مارک اسپلمان فکر می کند که، بهبود در سطح بوروکراسی موجود یا کاهش کاغذ بازی و همین طور افزایش میزان دسترسی به سرمایه و منابع ملی برای کارآفرینان  راه حل هایی برای حل این قضیه و افزایش نرخ ایجاد شغل در اروپا هستند. من حقیقتش سعی میکنم در این زمینه موضع گیری نکنم اما داشتم فکر می کردم شاید بد نباشد تا یک سری از مشاهداتم را از فضای اروپایی و آسیایی در این حوزه بنویسم: این فاکتورهایی که در پایین لیست کرده ام بیشتر سر دستی است و خیلی وقت روی تحلیل آن نگذشته ام. بیشترش حاصل گفتگو هایی است که با آسیایی ها و اروپایی ها در حین سفر هایم داشته ام و یا چیزهایی که نظرم را در هر یک از این قاره ها به خودش جالب کرده است

 

چین: حتی با وجود رشد پایین فعلی در اقتصاد جهانی، هنوز اقتصاد چین نرخ رشد خیلی بالاتری نسبت به بقیه کشور های خصوصا غربی دارد. دنیا مشتاق خرید کالاهای چینی است و این مساله خصوصا در مناطق صنعتی تر نزدیک به بنادر در چین یکشبه میلیونرهای زیادی تولید کرده: چشم و هم چشمی نتیجه طبیعی این قضیه است. نسل خصوصا جوان و تحصیل کرده چینی که سودای خروج از کشور را ندارد به این میلیونر ها نگاه می کند و فکر می کند چرا من جای این میلیونر ها نباشم؟ همین مساله باعث ایجاد انگیزه شدید در خیلی ها برای ترک کار و تاسیس شرکت شده است

در صورت عدم موفقیت، به علت نیاز فراوان به نیروی کار دوباره این افراد ی توانند برگردند سر کار سابق

اروپا: رشد پایین اقتصاد باعث شده تا فضای ترس از ترک کار در بین خیلی از اروپایی ها حکم شود. با توجه به اینکه دو سوم از شغل ها در اروپا از شرکت های کارآفرینانه می اید، عدم ایجاد شرکت توسط این افراد یک چرخه دینامیک درست می کند از اینکه افراد میترسند شرکت بزنند، بنابرین شغل ایجاد نمیشود، و همین حس ترس از ترک کار و ایجاد شرکت را بیشتر افزایش می دهد

آیا شما با این تحلیل سر دستی موافق هستید؟  

عادت های فرهنگی و رفتار مصرف کننده

ادامه مطلب

چند وقت پیش اکسنچر یک تحقیق پژوهشی راجع به صنعت بیمه انجام داده بود که نتایجش رو به صورت یک سری ویدیوهای یک دقیقه ای روی شبکه Youtube منتشر کرد. خلاصه کلام ویدیویی که در این پست قرار داده ام از این قرار است:
تمایل افراد از ملیت های مختلف برای تعویض شرکت خدمات بیمه خود، از کشوری به کشور دیگر فرق می کند. انگلیسی ها و آلمانی ها از قرار معلوم، اگر از سطح خدمات ارایه شده راضی نباشند، دنبال شرکت های دیگر می روند و ایتالیایی ها و فرانسوی ها وفاداری بیشتری به شرکت بیمه خود نشان می دهند و به این راحتی تغییر شرکت نمی دهند.

 

خلاصه کلام اینکه، آلمانی ها و انگلیسی ها الگوی رفتاری منطقی تری در بحث خرید خدمات از خود نشان می دهند. آیا فکر می کنید این قضیه فرهنگی است؟ چه فاکتور های دیگری به نظرتان می تواند در این قضیه موثر باشند؟ به نظرتان ایران در این طیف کجا قرار می گیرد؟

راهنمایی:
برای اینکه ذهنتان را قلقلک بدهم این را بگویم که این قضیه لزوما به مسایل فرهنگی مربوط نیست (گرچه این فاکتور هم می تواند داخل باشد) – برای مثال ممکن است که مردم یک کشور خاص فقط یک گزینه شرکت خدمات دهنده بیمه در مقابل خود داشته باشند (مثلا دولت از طریق فقط یک شرکت به کل مملکت بیمه ارایه می کند). علت دیگر می تواند به عدم شفافی اطلاعات مربوط باشد. مساله وبسایت یا جایی ممکن است وجود نداشته باشد تا به مردم آگاهی رسانی کند که چه گزینه های مختلفی پیش رو دارند. علت دیگر هم می تواند به قوانین دولتی یا منطقه یی مربوط باشد که ارایه خدمات شرکت های بیمه را محدود کند.

استراژی جدید اکسنچر برای محیط کسب و کار (Accenture Workspace 2.0)

ادامه مطلب
فکر کردم شاید این ویدئو برای شما جالب باشه: اولش بگویم که اکسنچر از آن شرکتهایی است که از هر فرصتی شده استفاده میکند تا هزینه هایش را کاهش دهد: البته ما که تو این شرکت کارمند هستیم هر از گاهی غر میزنیم که ای بابا اینها هم دیگه خیلی دارند گدا بازی در میاورند ولی خب جدای از این قضیه، شرکت به مثابه یک بنگاه تجاری کار درستی را از چند سال پیش، پیش رو گرفته. تو این ویدئو همینطور که ملاحظه خواهید کرد یک نمونه موردی از اکسنچر ارایه شده که چگونه هم سعی در کاهش هزینه داشته اند و هم دنبال این بوده اند که محل کار واسه کارمندان جذاب باشه…