آکادمی

بازار اپلیکشن های پرطرفدار

ادامه مطلب

نمودار زیر خیلی تازه نیست اما من به تازگی آن را در یکی از مجلات دیدم. خلاصه کلام نمودار این است که میزان تعداد دانلودهای اپلیکشن های موبایل را لیست کرده و ۲۴ اپلیکشن پرطرفدار را انتخاب و نمایش داده است

یکی از تمرین های مفید ذهنی موقعی که یک نمودار یا جدول در یک روزنامه می بینید این است که از خودتان سوال کنید: مهمترین نکته ای که این نمودار به من می گوید چیست؟ این تمرین باعث می شود که پس از مدتی ذهن شما به دیدن نکات مفید نمودارها عادت کند. به طور خاص در مورد این نمودار آن چه که برای من جالب بود این بود که حدود ۳۸% از تعداد دانلودها فقط مربوط به ۲ اپلیکشن اول لیست بود یا به طور عددی ۸% از کل جامعه اپلیکشن های پرطرفدار

popular-apps

سوال بعدی که به ذهن می رسد این است که معنای یک داده این چنینی برای کسی که میخواهد شرکت اپلیکشن راه بیندازد چیست. از این نظر نکاتی که در مرحله اول به ذهن می رسد اینهاست

– اول اینکه در ابتدای کار شانس موفقیت و راه یافتن به بالای لیست بسیار کم است
– دوم اینکه اگر چنانچه به بالای لیست راه پیدا کنیم پول نسبتا زیادی را میتوانیم به طور بالقوه به جیب بزنیم
– سوم اینکه با توجه به نکته های بالا این بازار بازاری است با ریسک بسیار بالا, احتمال موفقیت بسیار کم و در صورت موفقیت بازده بسیار بالا

نکته آخر هم که از این جدول جداست این است که در این بازار اگر در چند ماه اول تعداد دانلودهای بالا داشتیم شانس راه یافتن به بالای لیست هموار میشود و در غیر این صورت بایستی فاتحه اپلیکشن را خواند و سراغ کار دیگری رفت

بنابراین اگر فرض کنید شما مشاور یک شرکت نوپا هستید که قصد دارد وارد چنین بازاری شود, به این شرکت چه می گویید؟ خلاصه کلام اینکه, اگر میتوانی قید سرمایه گذاری در شرکتت را بزنی میتوانی وارد این بازار شوی, در غیر این صورت وارد چنین کاری نشو چراکه شانس موفقیت در این صنعت بسیار پایین است. اگر واقعا دنبال ورود به این صنعت هستی, میتوانی یا یک بخش کوچک از بازار و مخاطب که اندازه قابل قبولی دارد و رقابت هم کمتر است انتخاب کنی و یا اینکه وارد این بازار شوی و پس از چند ماه اگر رشد نکردی سراغ کار دیگری بروی

آیا شما با این نظر موافقید

تاریخچه استراتژی با یک نمودار چند رسانه ای

ادامه مطلب

شرکت  گروه مشاورین  بوستن به مناسبت صد سالگی بنیانگذارش بروس هندرسون یک مجموعه مطلب در خصوص استراتژی منتشر کرده که یکی از آنها یک نمودار چند رسانه ای است که تاریخچه استراتژی در حوزه کسب و کار را به صورت یک نمودار نشان می دهد

strategy-bcg

تمرکز اصلی در تهیه نمودار بر مقالات یا کتابهایی بوده که در این حوزه چاپ شده اند و مفاهیم پرطرفداری را در حوزه استراتژی معرفی کرده اند بنابرین اگر کسی دوست داشته باشد تا در یک نمودار اکثر کتابهای اصلی حوزه استراتژی را به صورت خلاصه داشته باشد این نمودار مفید است

اگر شما لینک مربوط به این نمودار را کلیک کنید – لینک نمودار – با کلیک کردن روی هر دایره میتوانید اطلاعات کتاب یا مقاله مورد نظر را در سمت چپ تصویر ببینید. جالبی قضیه این است که بی سی جی این کتابها را دسته بندی هم کرده و طبقه بندی هایی مثل کلاسیک، انعطاف پذیری و غیره را برای این منابع تعاریف کرده است
 

بازار کار آمریکا برای فارغ التحصیلان جوان چنگی به دل نمی زند

ادامه مطلب

شرکت اکسنچر به تازگی نتایج سرشماری سالانه ای را منتشر کرده که هدفش بررسی بازار کار فارغ التحصیلان دانشگاههای آمریکاست. یکی از چیزهایی که نظر خواننده را در این سرشماری جذب می کند، عدم انطباق انتظارات دانشجویان از شرایط بازار کار و آنچه که آنها در نهایت به آن می رسند است

خلاصه کلام این گزارش که چکیده اش دراینفوگراف زیر قابل مشاهده است این است که: حتی پس از گذشت ۶ سال از بحران مالی امریکا و اروپا، هنوز بازار کار مخصوصا برای فارغ التحصیلان جوان چنگی به دل نمی زند

به عنوان مثال، ۸۱% فارغ التحصیلان انتظارشان این است که برای شروع حقوقی بالای ۲۵،۰۰۰ دلار در سال دریافت کنند – یعنی فقط ۱۹% انتظارشان این است که حقوقشان پایین تر از این رقم باشد. در حالی که در واقعیت پس از شروع به کار ۴۱% آنها حقوقشان زیر ۲۵،۰۰۰ دلار است

با چنین وضعیتی باید دید آیا این مساله در میان مدت اثری بر تمایل ادامه تحصیل روی دانش جویان خواهد گذاشت یا نه. چرا که ممکن است خیلی از جوانان با خود فکر کنند، اگر قرار باشد کلی پول بدهیم و نهایتا حقوق بالایی هم نگیریم، پس چرا اصلا به دانشگاه برویم؟ نظر شما چیست؟

نمودار هفته: افزایش قیمت دارو در کشورهای غربی

ادامه مطلب

<

در چند سال گذشته که تورم در ایران نسبتا افزایش پیدا کرده، شاید شما به شنیدن آ ه  و ناله هایی که از افزایش قیمت گله می کنند عادت کرده باشد، اما اگر به کشورهای غربی مثل امریکا که نرخ تورم زیر ۵ درصد دارند و به طور خاص بازار داروهای تجویزی توسط دکترها نگاهی بیاندازیم ، با افزایش قیمت خیره کننده ای در چندسال اخیر مواجه میشویم که مخ انسان را به سوت زدن و میدارد

نمودار زیر برگرفته از پژوهشی است که اخیرا توسط هفته نامه بیزنس ویک انجام شده است: قیمت چند داروی خیلی پرطرفدار در سال ۲۰۰۷ تا امسال روی یک نمودار نمایش داده شده اند و همانطور که می بینید این داروها در طول مدت ۷ سال از ۱۴۷% تا ۳۵۴% افزایش قیمت داشته اند. لازم به گفتن نیست که این افزایش قیمت تا حد زیادی به خصوص در امریکا اثرش را روی جیب مصرف کننده می گذارد و پدر او را در می آورد

اما چرا؟

دلایل زیادی برای این قضیه وجود دارد اما اگر بخواهیم به چندتا از مهم ترین آنها اشاره کنیم پشت سر این قضیه مساله از این قرار است

نکته اول –   صنعت شرکتهای داروسازی در چند سال گذشته دستخوش ادغام های زیادی شده است. وقتی دو شرکت داروساز داروهای مشابه ای را به مشتری عرضه می کنند، رقابت بین آنها منجر به این میشود که آنها قیمت را از ترس ترجیح مشتری به محصول شرکت رقیب خیلی بالا نبرند. با ادغام این شرکتها قدرت چانه زنی این شرکت ها و توانایی اینکه آنها قیمت را افزایش داده بدون اینکه هزینه خاصی بپردازند بالا میرود

نکته دوم – در کشورهایی مثل امریکا، دولت مشتری عمده بسیاری از داروها است که آنها را از شرکتها خریداری کرده و از طریق برنامه های رفاه درمانی به طرق مختلف در اختیار مریضها میگذارد. به دلایلی که من نمیدانم و خیلی هم به نظرم عجیب است، کنگره امریکا دولت این کشور را از مذاکره با شرکتهای دارویی در خصوص قیمت منع کرده است. نتیجه اینکه این شرکتها با خیال راحت دارند به کارشان ادامه میدهند

نکته سوم – داروها مثل خیلی محصولات دیگر، چرخه عمر دارند: وقتی یک دارو توسط شرکتی توسعه یافته و به بازار عرضه میشود، تولید و فروش ان از طریق قانون مالکیت و حقوق معنوی در انحصار این شرکت است. در طول دوره زمانی که این دارو انحصارا توسط این شرکت تولید میشود، او انگیزه دارد تا درامد حاصله از دارو را بیشینه کند، چراکه میداند پس از ۲۰-۳۰ سال که این دارو تولیدش دیگر انحصاری نخواهد بود و طبق قانون همه میتوانند ان را تولید کنند قیمت دارو بسیار پایین آماده و سود کاهش خواهد یافت. به طور خاص یک روند شایع این است که در سالهای پایانی انحصار تولید یک دارو این شرکتها قیمت را به شدت افزایش می دهند چرا که میدانند به زودی روزهای خوش سپری خواهد شد

نکته چهارم – البته این را هم باید گفت که پژوهش های داروی بسیار بسیار پرهزینه هستند و حتی اگر دارویی اثربخش هم از کار دریاد، تضمینی نیست که دولت به ان پروانه تولید دهد. همینطور بسیاری از پژوهش ها بی نتیجه می مانند. برای همین این شرکتها قیمت را افزایش می دهند تا اینکه هزینه های تحقیق و توسعه را بتوانند تحمل کنند

با تمام این اوصاف، آیا شما موافق هستید که نیاز به قانونمند کردن این بازار و قیمت ها به نحوی احساس میشود؟

روندی دلهره آور برای موسسات بانکی جهانی

ادامه مطلب

موسسات بانکی بخش عمده ای از فعالیتهای اقتصادی کشورها را تشکیل می دهند بنابرین شاید بد نباشد در نمودار این هفته نگاهی به این صنعت بیاندازیم. یک نکته نگران کننده در نمودار پایین این است که پس از حدود ۳۰ سال رشد  تقریبا مداوم، سهم بانکها و فعالیتهای بانکی از کل عملیات اقتصادی در دنیا در چند سال اخیر کاهش یافته است. بخش زیادی از این قضیه به بحران اقتصادی ۵ سال پیش در امریکا و کشورهای پیشرفته دیگر برمی گردد. با نگاهی به آینده، یک سناریوی خیلی محتمل، موقعیتی شبیه به وضع فعلی خواهد بود که در آن فعالیتهای بانکی تنها حدود ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل خواهند داد

حالا ممکن است این سوال به ذهن برسد که چه عواملی منجر به این نتیجه گیری شده اند که این صنعت تقریبا درجا خواهد زد؟ 

در پاسخ باید گفت کاهش در بازارهای پیشرفته مثل امریکا به خاطر وضع قوانین جدید است که بر بانکها فشار خواهند آورد تا مثل گذشته ریسک نکنند. در بازارهای  روبه رشد مثل هند، این قضیه به خاطر مقررات نیست بلکه بخاطر این است که شبکه بانکی هنوز خیلی در داخل جامعه رشد نکرده است: برای مثال در هند، مکزیک، روسیه و یا نیجریه گسترش شبکه بانکی داخلی حدود ۴% است

Web_Banking-Penetration_ex-large-chart-ehsani

در بازارهای بسیار بزرگی مثل چین این قضیه حتی بدتر است چراکه شبکه بانکی تا حدی در حال منقبض شدن است و رشد کشورهایی مثل برزیل که واقعا قابل تحسین است قادر نخوهد بود که اثر این کاهش را به تنهایی خنثی کند

بنا به پژوهشی که شرکت مشاوره مکینزی اخیرا انجام داده است، بعید به نظر می رسد که پیش بینی روندی که در بالا راجع به آن صحبت کردیم تغییر کند، مگر چنانچه محصول یا خدمتی جدید اختراع شود – چیزی مثل گوگل – و یا آنکه نرخ بهره در بازارهای پیشرفته بیش از آنچه در حال حاضر پیش بینی میشود رشد کند

خلاصه کلام: ما چرا بایستی به چنین چیزهایی توجه کنیم؟

جدای از این مساله که ممکن است ما در صنعت یا شرکتی کار کنیم که بسیار تاثیر پذیر از روندهای صنعت بانکی است، یک مساله دیگر بازار کار است. به نظر می رسد که حدقل در ۱۰ سال آینده آن دورانی که شغل های صنعت مالی در خارج از کشور فوق العاده جذاب تصور می شدند در حال تغییر است و شاید در آینده به لحاظ بازار کار این صنعت مانند گذشته جذاب نباشد

 

چالش صنایع مصرفی: مدیریت پیچیدگی محصول برای کاهش هزینه ها

ادامه مطلب

شرکتهای تولید کننده محصولات مصرفی ، چه در ایران و چه در دنیا، معمولا تمایل دارند که تعداد محصولاتی که به بازار ارایه میدهند را به صورتی تهاجمی افزایش دهند. مثال این قضیه میتواند یک شرک تولید کننده ماست و محصولات لبنی باشد که چون متوجه شده که محصول جدید شرکت که یک ماست میوه ای با طعم وانیلی است در بازار بسیار طرفدار دارد، تصمیم می گیرد تا به سرعت محصولات جدیدی مثل ماست با طعم موز، کیوی، پرتقال و غیره را به بازار عرضه کند

این قضیه به خودی خود اشکال ندارد: ارایه محصولات جدید به بازار خصوصا در بازارهای محصولات مصرفی به افزایش درآمد و جذب مشتریان جدید منتهی میشود. اما سوال اساسی اینجاست که چقدر پیچیدگی اضافه در پورتفولیوی محصولات کافی است؟ ارایه هر محصول جدید به سبد محصولات تولیدی شرکت بر پیچیدگی پورتفولیو اضافه کرده و منجر به هزینه اضافی خواهد شد. این هزینه ها میتواند مربوط به بازاریابی باشد – مثلا نیاز به چاپ کردن مستندات بازاریابی جدید، یا زنجیره تامین – برای مثال نیاز به نگهداری و ارسال محصولات جدید به توزیع کنندگان و یا مربوط به تولید – مثلا نیاز به تغییر خط تولید بح منظور تولید محصولات جدید. در یک نقطه خاص منافع اضافه کردن محصولات جدید به هزینه های اضافی آنها نمی چربد و متاسفانه خیلی شرکت ها این نقطه را رد می کنند

نمودار امروز مربوط به یک سرشماری است که توسط شرت بی سی جی – گروه مشاورین بوستن – انجام شده و نشان می دهد که از بین ۵۱ شرکت تولید کننده محصولات مصرفی مورد مطالعه، گرچه در طول چند سال گذشته شاهد افزایش تعداد محصولات ارایه شده توسط آنها بوده ایم اما این افزایش منتهی به خلق ارزش جدید نشده است و اندازه بازار این شرکتها ثابت مانده است

BCG-Complexity

برای مثال در یک مطالعه موردی مشخص شد که یک شرکت در واحد سیب زمینی سرخ کرده خود دارای ۸۰۰ محصول مختلف بود که به بیش از ۱۰۰ برش متفاوت برای تولید نیاز داشتند

به نظر شما چگونه میتوان به چنین پیچیدگی هایی در پورتفولیوی محصول پی برد و راه از بین بردن یا کاهش انها چیست؟  

نمودار هفته: قضیه رقابتی بودن آمریکا و دانشگاه هاروارد

ادامه مطلب

دانشکده کسب و کار دانشگاه هاروارد چند وقتی است که یک پژوهش چند ساله را شروع کرده تا اینکه ببیند جایگاه ایالات متحده امریکا به لحاظ "رقابتی بودن" در دنیا چیست و اگر در حوزه هایی مشکل دارند، چه کار می شود کرد. این پروژه بزرگ پژوهشی که مدیریتش هم با ٢ تا از استادان گروه استراتژی دانشکده است (مایکل پورتر و جن ریوکین)، از همان موقع که شروع شد برای من خیلی جالب بود و هر از گاهی نتایج کارشان را که منتشر می کردند، یک نگاهی می انداختم

نمودار بالا از یکی از گزارش های این پروژه است که بر اساس یک پرسشنامه از حدود ١٠،٠٠٠ نفر از فارغ التحصیلان این دانشکده تهیه شده: خلاصه کلام گزارش این است که، بحران بازار های مالی سال ٢٠٠٨ به کنار، بخشی از بنیه های رقابتی بودن امریکا در حال حاضر دچار مشکل های جدی است و این کاهش بنیه بحثی است که حداقل ١٠ سال پیش شروع شده است

شرکت کنندگان، گرچه به عواملی مثل کارآفرینی، قوت بازار سرمایه، و سرآمدی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی بسیار خوشبین هستند، فاکتورهایی مثل تحصیلات پایه، پیچ و خم در بودن سیستم مالیاتی، و مشکلات و درگیری ها بین قانون گذاران و خود کاغذ بازی ها و پیچیدگی های قانونی را از فاکتورهایی ذکر کرده اند که به شدت روی رقابتی بودن امریکا در حال اثر گذاری است

به نظر شما آیا درس هایی برای آموختن از تجربه امریکا برای ایران وجود دارد؟  

نمودار هفته: قضیه جهانی شدن و ایرانی های مقیم خارج

ادامه مطلب
شما را نمیدانم ولی من در چند سال گذشته به شدت در حوزه خواندن مقاله های بلندبالا یا گزارش های تفضیلی تنبل شده ام (البته فاکتور وقت توی این قضیه نقش اساسی بازی میکند). ٨-٩ سال پیش، مدیریت و مقاله های مدیریت را گاه گاه فقط به خاطر کسب دانش جدید میخواندم: الان بیشتر ان چیزهایی را میخوانم که به کارم مربوط است…یا اگر گزارش غیر مرتبط بخوانم آنهایی را میخوانم که خیلی شسته رفته چند نکته اصلی را بیان میکنند. به طور خاص هم طرفدار مقاله هایی هستم که با یک نمودار یا جدول مفاهیم اساسی مقاله را منتقل میکنند. پست های تحت عنوان "نمودار هفته" را تصمیم گرفتم به این خاطر بنویسم که هر کدام با یک جدول یا نمودار کلی اطلاعات به آدم می دهند.

 

جدول این هفته مربوط به یک کار اخیر پژوهشی در شرکت McKinsey & Co است. خلاصه کلام این جدول که در این پست مشاهده میکنید، این است:

در حال حاظر اکثر تولید ناخالص ملی در سطح جهانی مربوط به یک سری محدود از شهرهای اروپایی و امریکای شمالی است: در سال ٢٠٠٧، به عنوان مثال، تنها ٨ شهر از ۵٠ منطقه شهری بزرگ دنیا در آسیا قرار دارند. بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی جهانی از ٣٨٠ شهرآمریکای شمالی یا اروپا  است، و ٢٠ درصد ولید ناخالص داخلی جهانی از تنها ١٩٠ شهر آمریکا می اید. اما در طول ١۵ سال آینده، مرکز ثقل GDP شهری به شرق حرکت  خواهد کرد. بر اساس این پژوهش در سال ٢٠٢۵، آسیا ٢٠ شهر از ۵٠ شهر با  GDP بالا را خواهد داشت  و در شانگهای و پکن  تولید ناخالص داخلی بیشتر از لس آنجلس و لندن خواهد بود.

سال ٢٠٢۵ خیلی دور از دسترس نیست: از این جدول به نکات مختلفی میتوان نگاه کرد ولی حوزه یی که به ذهن من رسید بیشتر بحث ایرانی های خارج از کشور و دانشجو های فعلی بود. به طور سنتی ایرانی هایی که به خارج از کشور برای مطالعه تحصیل یا کار میروند، همه دنبال رفتن به کشورهای انگلیسی زبان یا حداقل جاهایی مثل آلمان هستند. به ندرت شنیده ام که یک ایرانی برود در تایوان درس بخواند یا کار کند. یک عامل اصلی پشت این قضیه مساله زبان است: اگر بروی کانادا، لازم نیست بشینی و چینی بخوانی؛ در جایی خواهی بود که در سریال های تلویزیونی، و در و همسایه به عنوان جای با کلاس تصویر میشود و همین طور باور غالب این است که در کشورهایی مثل امریکا در بلند مدت بیشتر می شود پول درآورد.

خیلی کنجکاو هستم ببینم آیا ایرانی هایی هستند که اهمیت استراتژیک روند های جهانی را بگیرند و در کنار درس پرتغالی (برای بازار برزیل)  بخوانند یا اینکه خود رو برای بازار بزرگ آسیا آماده کنند یا نه. راستی یادم رفت این را بگویم که چین چند تا مدرسه مدیریت خیلی خوب دارد که جا دارد راه خودش را به جدول دانشجو هایی که این ور ان ور درخواست پذیرش می دهند باز کند. (در آینده راجع به آسیا و مدرسه های مدیریتش بیشتر خواهم نوشت).