آکادمی

فرمول بیل گیتس برای کاهش دی اکسید کربن

ادامه مطلب

نوآوری در حوزه انرژی یکی از مسایلی است که بیل گیتس همیشه در مورد آن اشتیاق زیادی نشان می دهد. بنابراین جای تعجب نیست که می بینیم در آخرین نامه سالانه خود برای طرفدارانش که به همراه همسرش ملیندا گیتس آن را نوشته باز هم به این موضوع اشاره کرده است

اما چرا نوآوری انرژی مهم است؟ به زبان ساده هنوز بیش از یک میلیارد نفر در جاهایی مانند آفریقا از دسترسی به خدمات بهداشتی ، فن آوری ارتباطات مدرن و حتی نیازهای اساسی محروم هستند و برآورده کردن این نیازها در سالهای آینده انرژی نیاز دارد

اما روشهای فعلی تولید انرژی کلی دی اکسید کربن تولید می کنند که آن هم مشکل زاست. اما بیل گیتس ویدیو و فرمول جالبی برای درک و حل این معضل تهیه کرده که نگاه کردنش خالی از لطف نیست. لینک این ویدیو را در سایت انگلیسی ام گذشته ام که اینجا میتوانید ببینید

Photo credit: OnInnovation via Foter.com / CC BY-ND

بازار اپلیکشن های پرطرفدار

ادامه مطلب

نمودار زیر خیلی تازه نیست اما من به تازگی آن را در یکی از مجلات دیدم. خلاصه کلام نمودار این است که میزان تعداد دانلودهای اپلیکشن های موبایل را لیست کرده و ۲۴ اپلیکشن پرطرفدار را انتخاب و نمایش داده است

یکی از تمرین های مفید ذهنی موقعی که یک نمودار یا جدول در یک روزنامه می بینید این است که از خودتان سوال کنید: مهمترین نکته ای که این نمودار به من می گوید چیست؟ این تمرین باعث می شود که پس از مدتی ذهن شما به دیدن نکات مفید نمودارها عادت کند. به طور خاص در مورد این نمودار آن چه که برای من جالب بود این بود که حدود ۳۸% از تعداد دانلودها فقط مربوط به ۲ اپلیکشن اول لیست بود یا به طور عددی ۸% از کل جامعه اپلیکشن های پرطرفدار

popular-apps

سوال بعدی که به ذهن می رسد این است که معنای یک داده این چنینی برای کسی که میخواهد شرکت اپلیکشن راه بیندازد چیست. از این نظر نکاتی که در مرحله اول به ذهن می رسد اینهاست

– اول اینکه در ابتدای کار شانس موفقیت و راه یافتن به بالای لیست بسیار کم است
– دوم اینکه اگر چنانچه به بالای لیست راه پیدا کنیم پول نسبتا زیادی را میتوانیم به طور بالقوه به جیب بزنیم
– سوم اینکه با توجه به نکته های بالا این بازار بازاری است با ریسک بسیار بالا, احتمال موفقیت بسیار کم و در صورت موفقیت بازده بسیار بالا

نکته آخر هم که از این جدول جداست این است که در این بازار اگر در چند ماه اول تعداد دانلودهای بالا داشتیم شانس راه یافتن به بالای لیست هموار میشود و در غیر این صورت بایستی فاتحه اپلیکشن را خواند و سراغ کار دیگری رفت

بنابراین اگر فرض کنید شما مشاور یک شرکت نوپا هستید که قصد دارد وارد چنین بازاری شود, به این شرکت چه می گویید؟ خلاصه کلام اینکه, اگر میتوانی قید سرمایه گذاری در شرکتت را بزنی میتوانی وارد این بازار شوی, در غیر این صورت وارد چنین کاری نشو چراکه شانس موفقیت در این صنعت بسیار پایین است. اگر واقعا دنبال ورود به این صنعت هستی, میتوانی یا یک بخش کوچک از بازار و مخاطب که اندازه قابل قبولی دارد و رقابت هم کمتر است انتخاب کنی و یا اینکه وارد این بازار شوی و پس از چند ماه اگر رشد نکردی سراغ کار دیگری بروی

آیا شما با این نظر موافقید

اگر ایده کسب کار من در بازار وجود دارد، آیا هنوز بایستی شرکت بزنم؟

ادامه مطلب

گاه گاهی که با بعضی از کارآفرینان شرکتهای نوپا گپ می زنم، این نگرانی در آنها وجود دارد که آیا وجود رقبایی که از قبل در بازار حضور دارند به آنها و موفقیتشان صدمه می زند یا نه. ممکن است فکر کنید که چرا قبل از شروع شرکت به این مساله فکر نکرده اند: واقعیت قضیه این است که شناسایی تمامی رقبای عمده تا وقتی که شما به عنوان یک کارآفرین دست به کار شده و وارد گود شوید خیلی مشکل است. اما این که پس از راه اندازی شرکت متوجه شویم که رقبایی دربازار وجود دارند لزوما خبر بدی نیست.

 

اگر چنانچه شما وارد بازاری شوید که هیچ رقیبی در آن حضور ندارد این قضیه اتفاقا خیلی ریسکی است: اینبه این معنا است که یا قبلا افرادی وارد این کار شده و شکست خورده اند، و یا اینکه واقعا فرصتی در این فضای رقابتی وجود ندارد. کشت دانه یک کسب و کار جدید در نزدیک محلی که گیاهان – یا کسب و کارهای دیگری وجود دارند – احتمال شکوفایی بیشتری دارد تا کشت در یک صحرای برهوت.

 

نهایت قضیه این است که دراکثر مواقع شما با رقبایی مواجه خواهید بود: موفقیت در نهایت بر اساس ارایه راه حل بهتر در مقایسه با دیگران یا ارایه یک ارزش متفاوت به دست می اید و نه پرهیز از رویارویی. در زمان دانشجویی من گوگل توانست از یاهو پیشی بگیرد نه به این خاطر که به مقابله با یاهو پرداخت بلکه راه حل متفاوتی  به جای ایجاد دایرکتوری برای دسترسی به صفحات وب ارایه کرد: موتور جستجو.

 

بنابرین از وجود رقبا نگران نباشید: دل به دریا بزنید اما با یک مدل کسب و کاری متمایز.

 

بازگشت سرمایه متوسط کارآفرینان چقدر است؟

ادامه مطلب

این سوالی است که گهگاهی از خود من پرسیده شده و چندوقت پیش هم در یکی از گروه های اینترنتی که عضو آن هستم شخصی همین سوال را پرسیده بود و اعضای گروه علاقه زیادی به آن نشان دادند. خلاصه گفتگو بین کاربران این بود که گرچه در پایان کسی عدد دقیقی ارایه نکرد – انجام این امر امکان پذیر هم نیست – اما بعضی ها نکات جالبی بیان کردند که فکر کردم شاید به  درد شما هم بخورد.

از جمله این افراد شخصی بود به نام جیسون لمکین که مدیرعامل شرکتی است به نام اکوساین. جیسون عقیده اش این بود که به جای پرسیدن چنین سوالی که جواب دادنش شاید غیر ممکن باشد، بهتر است پرسید: بازگشت سرمایه یک شرکت نوپا چقدر باید باشد برای اینکه برای یک کارآفرین بیرزد که وارد گود شود؟

جیسون بر اساس تجربه اش معتقد بود که فرد کارآفرین بایستی حداقل ۵ تا ۱۰ برابر حقوق فعلی اش را بتواند در هر سال از شرکت نوپا درآورد تا شروع و ایجاد این شرکت کاری باشد که به زحماتش بیرزد.     برای مثال اگر حقوق فعلی شما سالی ۱۰ میلیون تومان است، بایستی قدر باشد هر سال حداقل از شرکتتان ۵۰ میلیون درآمد کسب کنید تا به زحمت این کار بیرزد.

حالا ممکن است شما بپرسید که این عدد ۵ از کجا درآمد؟ جیسون در محاسباتش فرض کرده بود که در سال اول شرکتهای نوپا معمولا درآمدی ندارند، سال دوم تا چهارم هم خیلی کم. تنها از سال پنجم است که شرکتها معمولا به بار می نشینند. به همین خاطر هم در سال پنجم بهتر است درآمد حداقل ۵ برابر درامد فعلی شما باشد که با فرض اینکه درآمد شما ثابت بماند، حداقل چیزی از دست نداده باشید.

شما نظرتان چیست؟

 

Photo credit: Vermin Inc / Foter / CC BY-NC-SA

سه نکته برای مدیریت سرمایه های انسانی در شرکتهای نوپا

ادامه مطلب

استخدام نیروی انسانی با تجربه و کاربلد شاید یکی از چالشی ترین کارهایی است که یک کارآفرین ممکن است  با آن سروکار داشته باشد. در این میان شاید بد نباشد به پند و اندرز افراد باتجربه در این حوزه توجه کرد تا  بتوان احتمال موفقیت را افزایش داد. یکی از این افراد رابرت سیگل ، فارغ التحصیل ام بی ای داشگاه استنفورد در سال ۱۳۷۳ است

سه پند کوتاه ولی باارزش سیگل در خصوص استخدام و حقوق دادن به افراد در شرکتهای نوپا از این قرار است

پند ۱ – یک تیم مدیریتی با تجربه و کارکشته استخدام کنید

استخدام افراد باتجربه خرج دارد اما باور کنید به هزینه اش می ارزد. قابلیت رشد شرکت به طور مستقیم با توانمندی تیم مدیریتی شما ارتباط دارد بنابرین یک تیم باتجربه از نان شب نیز واجب تر است. شما برای این تیپ پست ها نیاز به افرادی دارید که از شما باهوش تر و با تجربه تر هستند

پند ۲ – تیم فنی با قابلیت اجرایی بالا شکل دهید

آیا شرکت شما در خصوص فن آوری اطلاعات یا مهندسی فعالیت می کند؟ سعی کنید از جستجو در دانشگاهها فراتر روید و حتی در شرکتهای بزرگ یا زیر سنگ هم که شده افراد اجرایی خوب پیدا کنید. یک محل خوب برای یافتن استعداد فنی میتواند کنفرانس ها یا شبکه های نظام مهندسی باشد. اگر کاندیدای مناسبی پیدا کردید یادتان باشد حتما از آنها سوال کنید: آیا هیچ وقت محصولی را طراحی کرده ای که الان در بازار موجود باشد؟ در حالت ایده ال شما بایستی کسی را برای پست های فنی بگیرید که حداقل یک بار این کار را کرده باشد

پند ۳ – به کارمندان حقوقی منصفانه بدهید

حقوق کم دادن قطعا در هزینه ها صرفه جویی خواهد کرد اما پس از مدتی ملت از شرکت می روند یا برای کار تمام و کمال انرژی نمی گذارند. سعی کنید حداقل منصف باشید و اگر پول زیاد نمی دهید کم ندهید

چند پند کوتاه برای کارآفرینان

ادامه مطلب

بسیاری از دانش آموختگان مدیریت، چه پس از فارغ التحصیلی و چه پس از چند سال اشتغال در دنیای کسب و کار بر سر یک دوراهی در خصوص شکل دهی آینده کاری خود قرار می گیرند: آیا بایستی در همین شرکت فعلی ادامه کار دهم یا کار خود را عوض کنم؟ و یا اینکه بهتر است کار خود را رها کرده و به فکر ایجاد یک شرکت جدید باشم و تبدیل به یک کارآفرین بشوم؟

فارغ از اینکه این افراد چه تصمیمی میگیرند، توجه به چند پند زیر با توجه به نمونه های بسیاری که در سراسر دنیا دیده ام و همین طور تجربه های شخصی میتواند بسیار مفید واقع شود 

پند ۱ – از اشتباهات دیگران درس بگیرید: یک سندروم خیلی شایع در بین کارآفرینان این است که آنها معمولا تصور میکنند ایده آنها بسیار نو است، به زهند کسی قبل از آنها نرسیده است و بنابرین کسی نمیتواند به آنها چیزی بیاموزد. در واقعیت امر، بسیاری از ایده های قبلا توسط افراد دیگر امتحان شده اند و یا شکست خرده و یا در جاهای دیگر دنیا به سوددهی رسیده اند. کارآفرین بهتر است تا در ابتدا جستجو کرده، دلایل شکست دیگران را درک کند و بعد با درک بهتری اقدام به ایجاد کسب و کار کند، چراکه روش سعی و خطا میتواند بسیار پرهزینه باشد

پند ۲ – از دیگران کمک بگیرید: این امر به خصوص برای افرادی که در کنار کار تمام وقت خود کسب و کاری را راه می اندازند حایز اهمیت است. اگر چنانچه کاری دارید که از شما ۸ ساعت در روز وقت میگیرد، با صرف ۲ ساعت اضافی روی کسب و کار شخصی خود، شما نیاز به زمانی طولانی مدت برای رساندن شرکت به باردهی دارید. این امر با توجه به تغییرات محیط رقابتی میتواند مشکل زا باشد. بنابرین شما نیاز به این دارد که از دیگران کمک بگیرید حتی اگر این امر به قیمت شریک کردن یا پرداخت وجه نقدی به آنها تمام شود

پند ۳ – از ریسک تمام شدن نقدینگی به هر امکان پرهیز کنید: شایع ترین دلیل شکست کسب و کارهای جدید تمام شدن وجه در اختیار آنهاست. کارآفرینان معمولا اکثر وقت خود را به تفکر در مورد ایجاد سود و درامد صرف میکنند. شاید بد نباشد تا نیمی از این زمان صرف این شود که چگونه میتوان از صرف هزینه ها کاست یا اینکه چگونه می توان از سوزاندن نقدینگی در اختیار به هر قیمتی حذر کرد

پند ۴ – طرح کسب و کار را بنویسید ولی به آن اعتماد نکنید: نوشت طرح کسب و کار از این جهت مفید است که به شما کمک مکند تا راجع به کسب و کار هدف خود چیزهای جدیدی یاد بگیرید. همین طور به شما کمک میکند تا مستندی در اختیار داشته باشید تا بتوانید به سرمایه گذاران برای دریافت سرمایه ارایه کنید. اما واقعیت امر این است که دنیای کسب و کار پیچیده است و شرایط با زمان تغییر میکند. بنابرین اعتماد به طرح کسب و کار میتواند مشکل زا باشد مگر اینکه ان را مرتب تغییر دهید که با توجه به زمان کم مورد اختیار برای کارآفرین امکان پذیر نیست. بنابرین طرح را تهیه کنید چراکه نوشتن آن به شما چیزهای جدیدی یاد میدهد اما به ان ۱۰۰% اعتماد نکنید

پند ۵ – مهارت های مورد نیاز را قبل از شروع یاد بگیرید : برای راه اندازی و پیش بردن یک کسب و کار جدید شما نیاز به یک سری مهارتها دارید که به هیچ وجه نمیتوانید با روحیه خوب و انرژی زیاد فقدان آنها را جبران کنید. برای مثال شما بایستی بتوانید صورت حساب سود و زیان و ترازنامه شرکت را تحلیل کنید. اگرچنانچه این مهارتها را پیش از شروع شرکت یاد نگیرد بایستی آنها را در حین کار یاد بگیرید که زمان بر است و از تمرکز شما می کاهد. بنابرین بهتر است این مهارتهای کلیدی را قبل از شروع کسب و کار یاد بگیرید

کنجکاوم بدانم نظر شما در مورد این پندها چیست؟