آکادمی

بنیانگذار گوگل حالا مدیر متفاوتی است

ادامه مطلب

لری پیج یکی از بنیانگذاران  شرکت گوگل است  اما وی تقریبا به مدت ۱۰ سال از سال ۱۳۸۰ تا  اواخر سال ۱۳۸۹ از مدیر عاملی شرکت به دور بود. شاید به فکرتان برسد که چرا؟

چون لری پیج برای مدیرعاملی شرکتی چون گوگل آماده نبود

او حالا مدیر متفاوتی است: در طول ۱۰ سال دوری از رده ارشد مدیریت شرکت، او مقداری ناراحت، بی صبر و جدای از تصمیم گری های کلان بود اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مدیریت این مدت دوری باعث تحولی تدریجی در بینش او و نحوه مدیریتش شد. برخی او را با استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل مقایسه می کنند که پس از بازگشت به پست مدیرعاملی بنیانگذار تحولی عمیق در شرکت تحت رهبری خود شد

دنیا سیاه و سفید نیست

مدتها قبل لری پیج سیستم تصمیم گیری ذهنی داشت که سعی می کرد با ساده سازی موارد دخیل در مساله نتجه را به یک حالت صفر و یک تبدیل کند – چیزی شبیه به کامپیوتر. در چنین حالتی تصمیم گیری راحت تر از یک فضای پیچیده است. اما خیلی اوقات تصمیم گیری های این چنینی منبع نتایج فاجعه بار میشوند: در ابتدای کار شرکت گوگل او که از افزایش یک لایه مدیر در سازمان به شدت ناخرسند بود، تمامی مدیران محصول را اخراج کرد با این استدلال که مهندسان نیاز به مدیر ندارند و خودشان از پس مسایل جلوی روی خود بر می آیند

در نتیجه این کار پس از مدت کوتاهی، منابع به طور بهینه تخصیص نمی یافتند، دوباره کاری زیاد شده بود و مهندسان بازخورد مورد نیاز خود را به خوبی دریافت نمی کردند. در نهایت او مجبور شد تا دوباره به استخدام مدیران محصول اقدام کند. پس از ترک پست مدیرعاملی و قبول شغل مدیر گروه محصولات گوگل، او روش و دیدگاه اولیه خود را تغییر داد  و اندکی نرمش در تصمیم گیری پیدا کرد

تفویض کار لغت بدی نیست

یکی از دیدگاه های مدیریتی اولیه لری پیج تاکید بر خودکفایی شخصی بود: "هیچگاه تفویض اختیار نکنید و تا آنجایی که میتوانید کارها را خودتان انجام دهید تا کار سریع تر پیش رود". او شیفته کنترل کارهای دیگران بود و وقت خود را صرف بازخورد راجع به کوچکترین کارها می کرد

موفقیت سیستم عامل اندروید که در آن او مدیریت پروژه را به طور کل به اندی روبین همکارش سپرد، به او آموخته است که در یک سازمان بسیار بزرگ و پویا چاره ای جز تفویض اختیار در اختیار نیست

مهربانی و همکاری حالا اولویت است

در روزهای اول، گوگل شرکتی بود که ایده ها حرف اول را میزدند و همکاری جایی در محیط کار نداشت. این اتمسفر، تا حدودی به خاطر شخصیت خود لری پیج هم بود که خیلی با جنبه انسانی مدیریت میانه ای نداشت

بحث و جدل های او با همکارش سرگیی برین تبدیل به یک نرم بین مدیران ارشد شرکت شد به توری که در بسیاری از جلسات آنها با یکدیگر جنگ و جدل می کردند. در طول زمان او متوجه شد که این تیپ خاص رفتاری  منجر به بهبودهای تدریجی در شرکت شده و نه ایده های انقلابی که شرکتی مثل گوگل به آن احتیاج دارد. پس از بازگشت به پست مدیر عاملی در یک از اولین جلسه های خود او سیاستی جدید را به طور مشخص بنیان نهاد که بر اساس آن مدیران بایستی با هم همکاری کنند و نه جنگ

خلاصه کلام

من به طور شخصی فکر می کنم که این تحول ذهنی و رفتاری در کنار دوری از محیط مدیرعاملی فاکتوری از بالا رفتن سن و بلوغ تجربی نیز هست. شاید همه ما یادمان باشد که در اوایل بیست سالگی شاید خیلی از ما بسیار پرخاشجوتر و صفر و یکی تر از حالا بودیم اما حالا این قضیه فرق کرده است

نظر شما چیست؟  

تمرین شماره ٨- چرا در سوراخ های فاضلاب معمولا دایره شکل است؟

ادامه مطلب

این یکی از سوال های خیلی کلیشه است که نه تنها در شرکت های مشاوره بلکه در مصاحبه های استخدامی شرکتهایی مثل گوگل یا مایکروسافت هم تا همین چند سال پیش خیلی مطرح می شد. خیلی از افراد هم وقتی با سوالات از این دست مواجه می شدند از خود می پرسیدند: ای بابا! من آمده ام اینجا که مشاور مدیریت شوم، آخر این چه سوالی است؟ حقیقت امر این است که مصاحبه کنندگان خیلی علاقه مند به شنیدن جوابی کاملا فنی نیستند بلکه بیشتر به دنبال این هستند که ببینند فرد مصاحبه شونده چگونه فکر می کند و چگونه یک مساله ناشناخته را تحلیل می کند. خیلی وقت ها در حین کار فرد ممکن است با شرایطی نا آشنا مواجه شود: این تیپ سوال ها محکی به دست فرد مصاحبه کننده می دهد که ببیند فرد چه عکس العملی ممکن است در چنین شرایطی از خود نشان دهد

با این مقدمه، فرض کنید اگر شما با یک چنین سوالی روبرو شدید، بهتر است از خود بپرسید "دایره بودن در سوراخ فاضلاب، چگونه کار فردی که روزانه با ان سر کار دارد را نسبت به حالتی که این در مربع است راحت تر میکند؟". اگر به این قضیه فکر کنید، ممکن است ذهنتان به آنجا برود که اصلا فردی که با سوراخ فاضلاب کار میکند، در طول روز با این سوراخ چه می کند

ایده هایی که ممکن است به ذهن برسد اینهاست: فرد ممکن است در سوراخ را بردارد، ان را حمل کند و به کناری بگذارد، بعد ممکن است  کاری را داخل سوراخ انجام دهد، بعد بیرون بیاید، در را به محل سابقش حمل کند و ان را سر جایش بگذارد

حال با این تفصیل ایده هایی که به ذهن میرسد برای اینکه در هر کدام از این مراحل گزینه دایره را ارجح کند به این قرار است

١- محیط دایروی راحت تر میتواند از در سوراخ برداشته شود و فرد میتواند راحت ان را بچرخاند و به کناری بگذارد: برای سطح مربع چنین کاری اینقدر راحت نیست

٢- در هنگام باز کردن درب یا موقعی که میخواهیم ان را سر جایش بگذریم، در دایره شکل نمیتواند به داخل سوراخ بیفتد، در حالی که این امکان برای یک سطح مربع امکان پذیر است اگر در در راستای قطر سوراخ مربع شکل وارد شود

٣-   پهنای بدن انسان کروی است و شاید این محیط دایره شکل گزینه ای طبیعی تر باشد

۴-  هنگامی که میخواهیم در دایروی را سر جایش بگذاریم لازم نیست مثل سطح مربع وقت بگذاریم تا هر گوشه دقیقا در قاب سوراخ قرار بگیرد – سطح دایروی را از هر جهت میتوانیم هل داده و سر جایش بگذاریم

در کنار این گزینه ها شما همین طور می توانید به فرایند ساخت یا ایجاد سوراخ فاضلاب هم فکر کنید

۵- تولید محیط دایره شکل ممکن است برای ماشین تراش کار راحت تری باشد تا محیط دایره شکل

۶- ایجاد یک سوراخ یا تونل فاضلاب به شکل دایه یا کروی خیلی راحت تر است تا حفاری به شکل مربع

٧- محیط دایره شکل برای یک تونل یا سوراخ مقاوم ترین شکل در مقابل فشار زمین یا محیط اطراف است، بنابراین وقتی تونل یا سوراخ دایره شکل باشد، بدیهی است که در ان هم دایره شکل باشد

نکته پایانی: من اصلیتا همدانی هستم و یادم می اید وقتی بچه بودم، در اکثر جاهای شهر، درب سوراخ های آب و فاضلاب مربع شکل بود: این را در جای دیگری به ان صورت ندیده ام و هنوز هم مانده ام چرا در همدان این سطوح را این جوری ساخته اند