شاید بعضی موقع ها که با محصولی مثل یک کفش ورزشی نایک مواجه شده اید از خودتان پرسیده اید که این محصول چقدر خرج تولید برده است. جدای از کنجکاوی، یکی از مهارتهای مهم افرادی که در حوزه توسعه محصول، استراتژی و یا مدیریت تولید کار می کنند این است که بتوانند در صورت برخورد با یک محصول تخمین سردستی خوبی از ساختار هزینه و قیمت تولید آن بزنند. مثلا اگر شما در یک شرکت تولید ماکارونی در تهران کار می کنید، داشتن چنین شمی به شما کمک می کند تا قیمت تولید رقیب مشهدی خود را حساب کنید.

در مورد محصولات مصرفی مثل همان مثال ماکارونی یا کفش و مسایل از این دست به عنوان یک عدد سردستی میتوانید هزینه تولید محصول را ۲۵% قیمت داخل مغازه در نظر بگیرید. مثلا اگر یک جفت کفش ایرانی ۵۰۰ هزارتومان قیمتش است، به احتمال زیاد در کارخانه قیمت تمام شده آن ۱۲۵ هزارتومان است.

برای مثال کفش نایک، مساله یک پیچ جزیی دارد: این عدد سردستی ۲۵% در مورد نایک هم صادق است اما این میزان تنها هزینه تولید نیست بلکه هزینه تولید + حمل و نقل به بندر در چین + هزینه انتقال به ایران + احتمالا اگر کالا قانونی وارد شده باشد، هزینه گمرک و مالیات خوهد بود.

به عنوان مثال اگر فرض کنیم قیمت کفش نایک هم همان ۵۰۰ هزار تومان باشد، ۱۲۵ هزار تومان برابر قیمت تولید نایک + به علاوه همه فاکتورهای بالاست و احتمالا قیمت تولید کالا در چین چیزی حدود ۵۰ هزار تومان بوده است.

جالب است نه؟ تا زمانی که محصول به دست شما برسد قیمت آن تقریبا ۱۰ برابر میشود…